کتابخانه ای برای همه

کتابخانه ای برای همه

کتابخانه فانتزی
کتابخانه ای برای همه

کتابخانه ای برای همه

کتابخانه فانتزی

خاطرات روزانه آنی ( داستان کوتاه دارن شان )

Annie s Diary

نویسنده : دارن شان

مترجم: فاطمه نوروزی منش

این داستان، بر اساس خاطرات به جامانده از آنی شان روایت شده: از زمانی که دارن همراه با استیو به سیرک عجایب رفت تا زمانی که استیو به خاطر اشتباه آنی، در بیمارستان بستری شد.

منبع


ادامه مطلب ...

کریسمس خونین مبارک ( داستان کوتاه دارن شان )

shanta kloas

نویسنده : دارن شان

این داستان کوتاه در طول و بعد از وقایع کتاب دخمه خونین اتفاق می افتد و شامل دیداری کوتاه با لرد لاس در مجموعه نبرد با شیاطین و گذری در دنیای ماخراس کتاب جلاد لاغر است .


ادامه مطلب ...

لفتی تنها ( داستان کوتاه دارن شان )

Tiny Terrors

نویسنده : دارن شان

ترجمه : فاطمه نوروزی منش

آدم کوچولوی لنگ، کیسه اش را روی دوشش انداخت و آماده ی برگشت به سیرک عجایب شد. کیسه پر از حیوانات مرده ای بود که شکار کرده بود - یک روباه، یک سنجاب، یک جفت خرگوش و یک سگ. معمولا دو پسر - دارن شان و ایورا ون - برای غذای آدم کوچولوها به شکار می رفتند، اما آن ها یک ماهی می شد که همراه با آقای کرپسلی خون آسام، از سیرک عجایب رفته بودند و .......


ادامه مطلب ...

ترس های کوچک ( داستان کوتاه دارن شان )

Tiny Terrors

نویسنده : دارن شان

ترجمه : فاطمه نوروزی منش

این، شرح وقوع حادثه ای در یک قبرستان است که مربوط به زمان کوتاهی قبل از بازگشت دسمند تینی و آدم کوچولوهایش به سیرک عجایب در کتاب دوم ( دستیار خون آشام ) می باشد. این متن در جمجمه ای خالی، در غار جادوگری به اسم ایوانا پیدا شده و با خون روی پوست خشک شده ی قورباغه نوشته شده بود.

 

ادامه مطلب ...

زنده باد خون آشام ها ( داستان کوتاه دارن شان )

زنده باد خون آشام ها

نویسنده : دارن شان

ترجمه : آرتین

متن زیر مقاله ای است از استیو لئوپارد که اخیرا پیدا شده و متعلق به زمانی است که وی به مدرسه می رفت. متاسفانه تاریخی که مقاله در آن نوشته شده از بین رفته بنابراین ما بطور دقیق نمیتوانیم تعیین کنیم زمانی که وی این انشا را می نوشته چند ساله بوده و یا به کلاس چندم می رفته، اما فکر می کنیم در حدود یازده یا دوازده سال داشته است.

 

ادامه مطلب ...

عروس سم ( داستان کوتاه دارن شان )

bride of sam

نویسنده : دارن شان

ترجمه : مهدخت نقاش

داستان زیر را سم گرست در سن نه سالگی نوشته است . این متن با جوهر قرمز و خط خرچنگ قورباغه ای روی چند برگه ی A4 باطله ی پاره پاره نوشته شده است. این برگه ها به همراه چند داستان و شعر دیگر که مطالب مشابه دارند پیدا شده اند. ( توجه : شما باید داستان سفر به ترانسیلوانیا را قبل از خواندن این داستان بخوانید.)

 

ادامه مطلب ...

سفر به ترانسیلوانیا ( داستان کوتاه دارن شان )

transylvania trek

نویسنده : دارن شان

ترجمه : مهدخت نقاش

داستان زیر را سم گرست در سن نه سالگی نوشته است . این متن با جوهر قرمز و خط خرچنگ قورباغه ای روی چند برگه ی A4 باطله ی پاره پاره نوشته شده است. این برگه ها به همراه چند داستان و شعر دیگر که مطالب مشابه دارند پیدا شده اند. ( توجه : شما باید داستان سفر به ترانسیلوانیا را قبل از خواندن این داستان بخوانید.)

 

ادامه مطلب ...

غار ارواح ( وراثت )

مجموعه وراثت جلد چهارم غار ارواح
نویسنده: کریستوفر پائولینی
ترجمه ی وبگاه رهگذران و تایپ گروه پایونیر

جلد چهارم و نهایی مجموعه ی وراثت در این جلد هیجان انگیز اراگون به جنگ با امپراتوری می پردازد.

حال ارتش متحد الف ها ،کوتوله ها ، گربه نماها ، ارگال ها و انسان ها به فرماندهی ناسودا رهبر واردن ها همراه با اراگون و سفیرا به سوی پایتخت امپراطوری آلاگزیا پیش میروند؛ جنگ آغاز شده و ارتش ها در برابر هم قرار گرفته و میجنگند ....


ادامه مطلب ...

بریسینگر ( وراثت )

بریسینگر
مجموعه وراثت جلد سوم بریسینگر
نویسنده: کریستوفر پائولینی

عنوان سومین قسمت از سری رمان فانتزی و حماسی وراثت نوشته کریستوفر پائولینی است که در سال ۲۰۰۸ (میلادی) به چاپ رسید .

پائولینی که از ابتدا اعلام کرده بود سری وراثت یک سه گانه خواهد بود و داستان اراگون و سفیرا در پایان کتاب سوم خاتمه خواهد یافت، پس از عرضه بریسینگر، عنوان کرد که داستان به پایان نرسیده‌ است.

 

ادامه مطلب ...

الدست ( وراثت )

الدست (قسمت دوم اراگون)
مجموعه وراثت جلد دوم الدست
نویسنده: کریستوفر پائولینی
پائولینی پس از موفقیت اراگون، شروع به نوشتن دنباله آن تحت عنوان الدست کرد. الدست در سال ۲۰۰۵ به زیر چاپ رفت و پس از عرضه، به موفقیت بینظیری دست یافت. پائولینی به عنوان مقدمه در ابتدای رمان الدست آورده‌است :

وقتی اولین بار اراگون در ذهن من نقش بست، پانزده ساله بودم - نه یک پسربچه و نه یک نوجوان - تازه دبیرستان را تمام کرده بودم و اطمینانی به انتخاب راه زندگی ام نداشتم و به جادوی پرقدرت ادبیات فانتزی که قفسه‌های کتابهایم را آراسته بود، معتاد شده بودم. فرآیند نوشتن کتاب اراگون، که در دنیا در معرض فروش قرار گرفت، و حالا تمام کردن کتاب الدست، مرا به جوانی سوق داده‌است. حالا بیست و یک سال دارم و با حیرت می‌بینم که دو کتاب را به چاپ رسانده‌ام. اتفاقات غریبی رخ داده‌است، اما مطمئنم که نه برای من.

 

ادامه مطلب ...