مجموعه ماجراهای اسپایدرویک
نویسنده : تونی دی ترلیزی - هولی بلاک
این مجموعه در دو سری مختلف نوشته شده ؛ مجموعه اول در پنج جلد با عنوان ماجراهای اسپایدرویک و مجموعه دوم با سه جلد.
خلاصه داستان :
هلن گریس که به تازگی از شوهرش جدا شده، به همراه پسران دوقلویش جرد و سایمون و دختر بزرگش مالوری به خانه ای قدیمی در املاک اسپایدرویک متعلق به عمه لوسیندا اثاث کشی می کنند. در شب اول اقامت شان در خانه جدید، مالوری پشت دیواری کاذب یک آسانسورکوچک و یک کلید عجیب پیدا می کند. جرد با استفاده از آسانسور و کلید به اتاقی مخفی راه پیدا می کند که متعلق به صاحب قدیمی خانه آرتور اسپایدرویک است.
ادامه پست ممکنه باعث اطلاع از ماجرای داستان بشه پس اگر مایل نیستید مطالعه نکنید.
مجموعه ماجراهای اسپایدرویک جلد دوم سنگ بیننده
نویسنده : تونی دی تریلیزی - هانی بلک
بعد از این که بچه ها هشدار تیمبلتک را برای نابود کردن کتاب نادیده میگیرند، سایمون توسط گروهی از گابلینهای نامریی که در جنگل اطراف خانه زندگی می کنند، دزدیده میشود. تیمبلتک بچه ها را به یک خانه ی قدیمی میبرد که در آن جا یک سنگ ببیننده پیدا می کنند که به کسی که آن را به چشم می گذارد، توانایی دیدن پری ها را می دهد.در حالی که جارد و مالوری به سختی از گرفتار شدن توسط گابلینها فرار می کنند، برای یافتن سایمون به جنگل می روند.در راهشان اتفاقات گوناگونی می افتد.
ماجراهای اسپایدرویک جلد اول کتاب راهنما
نویسنده : تونی دی تریلیزی - هانی بلک
هلن گریس که به تازگی از شوهرش جدا شده، به همراه پسران دوقلویش جرد و سایمون و دختر بزرگش مالوری به خانه ای قدیمی در املاک اسپایدرویک متعلق به عمه لوسیندا اثاث کشی می کنند. در شب اول اقامت شان در خانه جدید، مالوری پشت دیواری کاذب یک آسانسورکوچک و یک کلید عجیب پیدا می کند. جرد با استفاده از آسانسور و کلید به اتاقی مخفی راه پیدا می کند که متعلق به صاحب قدیمی خانه آرتور اسپایدرویک است...
ادامه مطلب ...
نویسنده: ژول ورن
بعد از اینکه دکتر بر روی یک صندلی بزرگ چرمی قرار گرفت بخود گفت: این روزنامه های انگلیسی واقعا خوب روزنامه هایی هستند.
دکتر سارازن در تمام زندگی اش با خود سخن می گفت و این یکی از انواع سرگرمیهای وی بشمار می رفت.
او مردی بود پنجاه ساله با سیمایی دلنشین و چشمانی سالم و درخشان که زیر یک عینک فلزی قرار داشتند، و با چهره ای جدی و دوست داشتنی، یکی از آن اشخاصی که انسان با نگاه اول فکر می کند: این مرد لایفق و درستکار است...
نویسنده: تری پرچت
در این داستان تری پرچت با طنزِ انتقادیِ خاصِ خویش، دوران قرون وسطا و کلیسای تفتیش عقاید را هدف قرار میدهد، هدفِ طنزِ تلخِ پرچت بیش از هر چیز به تصویر کشیدن سالهای تاریک قرون وسطا و جنایاتِ کلیسای تفتیش عقاید است.لحظه ای سنگ پشت و عقاب را در نظر بگیرید. سنگ پشت موجودی زمین گیر است. دیگر نمی شود نزدیک تر از این به زمین زندگی کرد مگر این که زیر آن باشید. افق دیدش کمتر از ده سانتیمتر است. نهایت سرعتتش آن قدر است که بتواند یک برگ کاهو را شکار کند. سیر تکامل از کنار او گذشته، او جان سالم به در برده است اما...
ادامه مطلب ...
مجموعه مگنوس چیس و خدایان آزگارد جلد اول شمشیر تابستان
نویسنده: ریک ریوردن
مگنوس چیس همیشه یه بچه ی مشکل دار بود. از زمان مرگ مرموز مادرش، توی خیابون های بوستون تنها زندگی کرده؛ و فقط با کمک هوشش و اینکه همیشه یک قدم جلو تر از پلیس و مأمور اصلاح و تربیت بوده نجات پیدا کرده. یه روز، یه مرد که تا حالا ندیدتش پیداش می کنه- مردی که مادرش گفته بود که خطرناکه. مرد بهش یه راز غیر ممکنه رو می گه: مگنوس پسر یه خدای نورسه.
افسانه های وایگینکی حقیفت دارن. خدایان آزگارد دارن برای جنگ آماده می شن. ترول ها، غول ها و بدترین هیولاها دارن برای پایان دنیا آماده می شن. برای متوقف کردن روگناگاک، مگنوس باید توی نه دنیا دنبال یه اسلحه ای بگرده که هزاران ساله که گم شده. وقتی که یک حمله توسط غول های آتیش مجبورش می کنه بین امنیت خودش و زندگی هزاران بی گناه یکی رو انتخاب کنه، مگنوس یه انتخاب مرگ آور می کنه.نویسنده: رابرت ای هاینلاین
ستارهی خاموش یا Double Star داستانی بلند در سبک علمی-تخیلی، اثر رابرت هاینلاین است. این کتاب که در سالِ ۱۹۵۶ به شکلِ دنبالهدار در مجلهی «علمیتخیلیِ حیرتانگیز» منتشر شد و در همان سال به طورِ کامل به چاپ رسید، در سالِ ۱۹۵۷ جایزهی هوگو برایِ بهترین داستانِ بلندِ سالِ قبل را کسب کرد. او در این داستان وارد دنیای سیاست و سیاهی پشت آن میگردد. داستان از زبان هنرپیشهای به نام لارنس اسمیز (با نام مستعار لورنزو) تعریف میشود که به عنوان بدل شخصیت سیاسی برجسته (جان بونفورت) استخدام گردیدهاست.
موجودات تاریکی جلد اول درست مثل یک هیولا
نویسنده: محمد ( سورن )
از خواب که بلند شد با خود گفت : این هم درست مثل باقی روز هاست ، درست همان طور یکنواخت و کسالت بار ، اما این یکنواختی درست تا قبل از آمدن به خانه ادامه داشت ، نه کمتر و نه بیشتر ، درست از همان موقعی که درب خانه را کوبید فهمید که امروز مثل باقی روز ها نیست و انروز بود که برعکس هر روز آرزو میکرد هنوز هم همان زندگی یکنواخت را داشته باشد؛ اما زندگی هیچوقت به ارزوهای او اهمیتی نشان نداده بود و انروز هم اهمیت نداد.
آنروز همه چیز تغییر کرد ، هم زندگی اش ، هم خودش و هم دنیایش ، همه چیزش تغییر کرد ، دیگر هیچ چیز همانند گذشته نبود ، همانطور که او بارها آرزو کرده بود اما این دنیای جدید اصلا شبیه آرزوهای او نبود ، اصلا شبیه داستان هایی که او خوانده بود نبود ، خیلی خشن تر بود و هیچوقت مثل رویاهایش قرار نبود او قهرمان این دنیا باشد.
این دنیایی بود که خیلی زود تر ازآنچه که او باید واردش میشد واردش شد : دنیایی پر از هیولا.
ادامه مطلب ...
نویسنده: هوارد فاست
تایپ و انتشار: سایت دوران اژد ها
اسپارتاکوس بردهای بود که علیه روم بپاخاست. قیام اسپارتاکوس در سال ۷۳ پیش از میلاد آغاز شد.او از اهالی شمال دریای اژه و از مردم تراسی بود و در جنگی اسیر ارتش روم شد و سپس به جمع گلادیاتورها پیوست. در رم در مرکز آموزشی گلادیاتورها کار میکرد. در پی ظلم و ستمی که بر بردگان در روم باستان وارد میشد، اسپارتاکوس دست به قیام گستردهای زد و در راه آزادی بهمراه بردگانی که به او پیوسته بودند، به پیروزیهایی نیز دست یافت. پیام قیام ضدبردهداری اسپارتاکوس به سرعت در سرتاسر روم پیچید. بردگان، در کشورهای اطراف، دست به شورش زدند و اربابان خود را کشتند و خانهها و انبارهای آنها را به آتش کشیدند. هزاران برده، از رنگ و نژادهای گوناگون، به سپاه اسپارتاکوس پیوستند و تحت رهبری او به مبارزه پرداختند. سنای روم چندین سپاه به مقابله آنها فرستاد، اما بردهها این سپاهیان را در هم شکستند. بدین ترتیب، اسپارتاکوس چند سال در برابر سپاه منظم و مجهز روم پایداری کرد. اسپارتاکوس همراه با بیش از ۶۰۰۰ نفر به صلیب کشیده شد و قیامش پایان یافت،
ادامه مطلب ...
فن فیکشن هری پاتر و دو ورانگر گاتا ( ناقص )
نویسنده: راهیندا ماجدی
این فن فیکشن با قلم روان نوشته شده . نام این داستان اگه مجموعه وراثت کریستوفر پائولینی را مطالعه کرده باشین شناخته شده و آشناست. نام یک گروه جادوگری دورف ها ؛ اما در اینجا کوتوله ای وجود نداره بلکه هدف معنای این کلمه هست. دو ورانگر گاتا به معنای راه پر پیچ و خم ؛ یعنی مسیری که باید هری پاتر با گذر از اون به هدف خودش برسه . در این داستان شخصیت جدیدی وارد مسیر ماجراها میشه، فردی که در سری اصلی خانم رولینگ حضور نداره و اون فرد دختری هست با نام هریت .
این داستان طبق گفته نویسنده کامل شده اما با این وجود همچنان تایپ نشده و در اختیار خوانندگان قرار نگرفته و با گذشت چند سال همچنان انتظار ادامه داره .