
فن فیکشن هری پاتر و یاران گمنام ( ناقص )
نویسنده: جمال علیخانی
این فن در کنار شخصیت های آشنای هری پاتر و اعضای گروه محفل ققنوس ،گروه مبارز دیگری را مطرح میکند که هدفش مبارزه با سیاهی است گروهی با اعضایی ایرانی !! ایده های داستان جالب به نظر میاد اما گاهی روند بیش از حد سریع یا بی منطق پیش میره؛ شخصیت ایرانی داستان خیلی سریع و بدون هیچ دلیلی با هری و گروهش رابطه عاطفی عمیقی برقرار میکنه و از اون گذشته رابطه دو قهرمان ایرانی با هم هست !!! در واقع همه شخصیتها با یکبار دیدن هم عمیقا به شکل بی ربطی وابستگی عاطفی پیدا میکنن و در کنارش دو شخصیت به ظاهر ایرانی داستان هیچ نشانی از ایرانی بودن ندارن و رفتارهایی دقیقا مشابه شخصیتهای غیر ایرانی نشون میدن !!
ادامه مطلب ...

نویسنده: آنتونی هوروویتس
کتاب switch به معنی جا به جایی که در ایران به نام ژانوس، ستاره آرزو منتشر شده است، اثری دیگر از آنتونی هوروویتس است. البته هم سطح آلکس رایدر و گروشام گرینج و ... نیست ولی باز هم خیلی قشنگ است.
خلاصه کتاب:
تاد اسپنر، تنها پسر یک
تاجر ثروتند ، که هر چی بخواهد دارد. اما یک شب مرتکب اشتباه بزرگی می شود.
درست زمانی که نباید، آرزویی می کند و زندگی اش را به راه دیگری می برد.
زانوس ستاره آرزو، آرزویش را برآورده می کند و صبح که بیدار می شود، می
بیند آدم دیگری است، جایش عوض شده ، ودورو برش را آدم های جنایت کار و فال
گیران و قاتل ها و دزد ها گرفته اند. اما هیچ کدام از این ها آنقدر ها مهم
نیست، چون تاد خیلی زود به واقعیت وحشتناکی پی می برد که زندگی اش
را زیر و رو می کند. چیزی بد تر از قتل، دزدی و جنایت ...
ادامه مطلب ...

نویسنده: آر ال استاین
«کورتنی» فردی از خود راضی است و خود را شجاعترین فرد میداند. او از هیچچیز نمیترسد و با کارهایی که انجام میدهد سعی دارد «ادی» و دوستانش را ترسو جلوه دهد. ادی که از این رفتار کورتنی ناراحت است، تصمیم میگیرد یک بار برای همیشه کورتنی را بترساند. او نقشه میکشد که کورتنی را به مرداب گلآلود بکشاند، جایی که شایعه بود هیولاهایی ترسناک در این مرداب وجود دارند. اما با ورود به مرداب گلآلود آنها با واقعی بودن هیولاها روبهرو میشوند و درگیر ماجراهای ترسناک میشوند. «نمیتوانی من را بترسانی» شماره 15 از سلسله کتابهای سایه وحشت و داستانهای وحشتآفرین آمریکایی قرن 20 م. است."
ادامه مطلب ...

نویسنده: ار ال استاین
هی صبر کن!
تریستان گاتسچاک در حالی که با عجله سعی داشت به دوستانش برسد، کفش هایش روی زمین سخت گرومب، گرومب صدا می دادند. صدای آن در راهروی دراز و خالی می پیچید.
دستش را دور گردن ری داویدوف انداخت و گردن او را محکوم فشرد.یالا!... اگه می تونی خودتو خلاص کن!
ادامه مطلب ...

نویسنده : تاد استراتر
مترجم : مهرداد مهدویان
این داستان از مجموعه داستانهای 'تنها در خانه 'ماجرای پسربچهای به نام 'الکس پرویت 'است که به تنهایی و با زیرکی از پس خطرات بزرگ و افراد شرور و کارهای خلاف آنان بر میآید .او هشت ساله است, آبله مرغان گرفته و در خانه بستری است و هیچ کاری نمیتواند انجام دهد جز آن که با تلسکوپش بیرون را تماشا کند .یا آن که با ماشین هدایت شوندهای که همسایه پیرش در قبال پارو کردن برفهای پشت بام به او داده, سرگرم شود .مادر الکس که مجبور است به اداره برود, او را در خانه تنها میگذارد .الکس در تمام این مدت با تلسکوپ خود از پنجره اطراف خانه را نگاه میکند .ناگهان دزدانی را میبیند که به خانه همسایه دستبرد میزنند .او به هر که میگوید, هیچ کس حرفش را باور نمیکند .با این همه, الکس خود را در برابر خانه همسایه و محلهشان مسئول میداند و از همین رو تصمیم میگیرد از محله دفاع کند . در پی آن, ماجراهایی روی میدهد که داستان براساس آن تدوین شده است .
ادامه مطلب ...

نویسنده: آنتونی هوروویتس
تایپ و انتشار سایت دوران اژدها
گری ویلسون گم شده بود
در ضمن گرمازده، خسته و عصبانی هم بود. همان طور که به زحمت از مزرعه ای می گذشت که درست مثل مزرعه قبلی بود و دقیقا به مزرعه بعدی شباهت داشت، به روستا، به مادر بزرگش که آنجا زندگی می کرد، و بالاتر از همه به مادرش برای بیرون کشیدن او از خانه راحت لندن شان و انداختنش وسط این محل، ناسزا می گفت. وقتی به خانه برمی گشت به خدمتش می رسید، حتما این کار را می کرد. اما خانه دقیقا کجا بود؟ چطور توانسته بود گم شود؟
ادامه مطلب ...

فن فیکشن هری پاتر و دومین گوی ( ناقص )
نویسنده: الیاس شبح
شروع این فن واقعا عالیه ،توصیفات زیبا و قلمی واقعا روان .داستان با توصیف یک مبارزه شروع میشه؛ مبارزه ای که به زیبایی و با دقت روایت شده و در ادامه داستان کم کم وارد محیط شناخته شده داستان هری پاتر میشه و پیش میره . ایده های جالبی مطرح شده که بعضی از این ایده ها واقعا جدید و خاص هستن، اما متاسفانه داستان نیمه تمام باقی مونده و ادامه پیدا نکرده و به یکی از فن فیکشن های ناقص تبدیل شده .

چارلی و کارخانه شکلات سازی
نویسنده: رولد دال
مترجم: فتح الله جعفری جوزانی
داستان این کتاب درباره کودک فقیری است که بسیار به خوردن شکلات علاقه دارد اما چون فقیر است نمیتواند ولی موفق میشود که کارخانه شکلاتسازی که متعلق به شخصی به نام ویلی وانکا است را از نزدیک ببینید.از روی این کتاب فیلمی ساخته شده که حتما دیدین .
ادامه مطلب ...

دوربین قاتل
نویسنده: آنتونی هوروویتس
آن جا یک قطعه زمین بایر بود؛ نه پارکینگ اتومبیل، نه محل ساختمان سازی، فقط یک مربع از سنگریزه و خاک که انکار هیچ کس نمی دانست باید با آن چه بکند. و بعد یک تابستان حراجی های صندوق عقب اتومبیل مثل مگس های توی پیک نیک از راه رسیدند و از آن به بعد هفته ای یک بار در آن جا حراج برگزار شد. لیوان های ترک خورده و بشقاب های وحشتناک، کتاب های جلد مقوایی کهنه ای که اسم نویسنده هایشان را هم نشنیده اید ، کتری برقی ، وسایل صوتی که به نظر می رسید چهل سال پیش از دور خارج شده اند.
ادامه مطلب ...

تلفن مرده ها
نویسنده: آنتونی هوروویتس
لیندا جیمز این طوری می میرد.
او دارد در وسط لندن از عرض هایدپارک عبور می کند که متوجه می شود هوا تغییر کرده. آسمان رنگ زشتی شده، نه سیاهی فرارسیدن شب بلکه ارغوانی مرتعش نزدیک شدن طوفان. ابرها در جوشش اند و لحظاتی بعد نور درخشان چنگال رعد در تمام طول تیمز برق می زند........
ادامه مطلب ...